ابزار طی‌کردنِ مسیر

دیروز نرسیدم متنی بنویسم. فقط مقرری داستانم را نوشتم.

از قرار اینکه به خودم قول داد‌ه‌ام که هر روز شده یک پاراگراف وبلاگم را به‌روز کنم دیشب حالم گرفته بود که سر قرار با خودم حاضر نشده‌ام. نزدیک صبح که خانواده برای خوردن سحری بیدار شده بودند من هم بیدار شدم ولی ناراحت شدم که چرا بیداری؟‌‌‍! چون داشتم توی خواب یک مطلب برای وبلاگم می‌نوشتم و بسیار هیجانزده بودم. صبح که بیدار شدم هرچه فکر کردم یادم نیامد که در مورد چه موضوعی داشتم می‌نوشتم. این شد که یک ایده مثل ماهی از توی دستم سرخورد و به وادی فراموشی عزیمت نمود.

 

اینکه چرا دیروز وقت نکردم به برنامه‌ام برسم دلیلش بیرون رفتن و خرید بود. خرید ابزار کارم. بله ابزار نوشتن.

می‌خواهم در مورد ابزار کار صحبت کنم. دیروز که نرسیدم بنویسم این کلمات توی سرم رژه می‌رفتند. فکر می‌کنم برای آرام کردن من بود که ردیف می‌شدند.

وقتی راهی برای طی کردن انتخاب کردیم. بله انتخاب از روی علاقه و از ته قلبمان. تازه اولین گام را برداشته‌ایم.

مرحله بعد لازم است برنامه بریزیم. برای طی کردن راهی که پیش روی ما است. پله‌به‌پله جلو برویم.

 

برای طی کردن هر مسیری ابزاری لازم است.

 

ابتدا می‌شود مسیر را با حداقل‌ها شروع کرد ولی لازم است آرام‌آرام ابزار مسیر را فراهم کنیم تا هم طی کردن مسیر برایمان لذتبخش باشد، و هم اینکه با ابزار مناسب است که یاد می‌گیریم چطور قدم مناسب را برداریم و پیشرفت اصولی داشته باشیم.

ابزار بیشتر از چیزی که ما فکر می‌کنیم به کارمان می‌آیند. با کارکردن با ابزار درست به مغزمان پیام می‌دهیم که ما در این مسیر جدی هستیم. که ما برای وقتی که در این راه می‌گذاریم و برای عمرمان ارزش قائل هستیم پس تو هم لطفا جدی باش.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *