درباره من

کهکشانی‌‌ام.
 یک بذرهای ستاره‌ای عبور کرده از درگاه خورشید.
فراخوانده شده توسط عشق بزرگ برای آمدن به سیاره‌ای که ترس و جدایی در آن آموزگاران قدرتمندی بودند.
به همراه تعدادی زیادی از دوستانم و با عطیه‌ام برای از میان برداشتن توهم جدایی از عشق در ساکنان زمین و 
داوطلبانه راهی زمین شدم.
خواستم رقصیدن گایا و فرزندانش را در جشن نور ببینم  در این جشن سهیم باشم.
قلبم مرا هر کجا بکشاند می‌روم.
عطیه‌ام را با دیگران سهیم می‌شوم.
به یاد آورده‌ام اینجا هستم که به یاد زمینیان بیاورم که ما همه به دور یک قلب می‌رقصیم و آواز می‌خوانیم.