رفیق

_یار و رفیق کیست!؟
_کسی که بتوانیم ساعت ها روبرویش بنشینیم و حرف بزنیم، طوری که متوجه گذشت زمان نشویم، چایمان سرد شود و قورقور شمکممان خبر از گرسنگی مان بدهد. چه کار خوبی کردم که در هر رابطه یی پا نگذاشتم، هر جایی که رسیدم دل ندادم. دل را باید جایی گذاشت که خودش میخواهد. دل ، دل است. هم راهش را می داند و هم مقصدش. می شنوی صدایش را؟؟ شششش!!! برای شنیدن صدایش کافی است سکوت کنی، اعتماد کنی. ارام ارام صدایش را خواهی شنید. راهی و جایی که حالش خوب است فریاد میزند، فریاد! با بلند ترین بلندگوهای جهان هم نمیشود چنین صدایی تولید کرد. بلند است. گوش هایت را نگیر، خودت را به نشنیدن نزن.که اشتباه ترین کار دنیاست. دیگران هم اگر بخواهند میتوانند صدای دلت را بشنونند، از برق چشم هایت و لبخند گوشه لبت! کار ما در این دنیا شنیدن “دل” است. پس بشنو! صدایش را را می شنوم. حتی می بینمش. نشسته است روبرویم، پلک هم نمیزند و با لبخند دلبرانه اش ارام جمله یی را زمزمه میکند.
_ چه میگوید؟!

_میگوید قلم در دست من است نه تو.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *