مدیتیشن | موانع ذهنی

این اولین متنی هست که در مورد یوگا و متعلقاتش منتشر می‌کنم. مطالبی که منتشر می‌کنم بیشتر براساس تجربیاتی است که در این سالها داشته‌ام. وقتی تصمیم گرفتم در این مورد بنویسم مسئولیتم بالطبع زیاد شد. تحقیق و مطالعه و البته مشورت با اساتیدم مطالبم را پوشش خواهد داد. پس خودم را هم شاگردی در این مسیری جدید می‌دانم.

میخواهم در مورد موانعی که ما را از شروع و ادامه مدیتیشن باز می‌دارند بگویم: نه عامل که باعث می‌شود مدیتیشن خوب انجام نشود. دانستن اینکه این موارد حتی برای کسانی که سالها مدیتیشن می‌کنند هم گاهی ایجاد مانع می‌کند ما را در ادامه مسیر رشد و یادگیری‌اش امیدوارتر می‌کند. وقتی قصد می‌کنیم در جایی بنشینیم و مدیتیشن کنیم ذهن هم با بهانه‌های مختلف کارش را شروع می‌کند.

 

  • ذهن با قضاوت درباره دمای مکانی که نشسته‌ایم وارد می‌شود، هوا زیادی گرم و یا سرد است. پس قبل از هرکاری شرایط مناسب را برای نشست آماده کنیم.
  • صدای‌های محیط بهانه خوبی برای ذهن می‌شودکه ما را از مدیتیشن منصرف کند. مثلا صدای گریه بچه همسایه یا کارگرانی که در ساختمانی روبه‌رو در حال کار کردن هستند.
  • مکان نشستن بهانه بعدی ذهن است. ذهن این بار با درد و خستگی گردن یا کمر به سراغمان می‌آید. قبل از استقرار کامل برای مدیتیشن بهتر است جای خودمان را درست کنیم. کوسنی زیر نشیمنگاه خود بگذاریم و اگر احساس می‌کنیم ماهیچه‌های کمرمان ضعیف است بالشی پشت کمرمان هم بگذاریم و به دیوار تکیه دهیم. (بهتر است آرام آرام بدون کمک دیوار بنشینیم تا ماهیچه‌های کمرمان قوی شوند و بتوانیم مدت بیشتری در نشست مدیتیشن بمانیم)
  • این بار ذهن با دهن دغدغه‌های روزانه می‌خواهد مانع ایجاد کند. مثلا فلان لباسم را باید بشویم، وقت دکتر فلان روز است و …
  • مسائل عاطفی و احساسی هم با ذهن میانه خوبی دارند. اینکه حین مدیتیشن این فکر به سراغمان می‌آید که مثلا اگر فلانی مرا دوست داشت با من این برخورد را نداشت و..
  • ذهن با خاطرات دور هم پا به عرصه می‌گذارد. یادمان می‌آید ده سال پیش فلان مشکل زندگی‌مان چطور اتفاق افتاد. ذهن شروع می‌کند به تحلیل خاطره گویی انگار همین حالا رخ داده است.
  • به اساس کاری که حالا در حال انجامش هستیم انتقاد می‌کند. مدیتیشن؟ چرا تو؟ چرا الان و خیلی سوالات دیگر…
  • ذهن با موقعیت اجتماعیتان بالا می‌آید. ایگو این بار وارد میدان می‌شود. من مهندس.. من دکتر … کلی کار دارم و وقتم بیش از اینها ارزش دارد. چرا باید وقتم را برای مدیتیشن تلف کنم؟
  • بعد عادت‌های روزانه کارمان را زیر سوال می‌برند. مثلا چک کردن موبایل،اینکه الان وقت فلان سریال است و… این هم یک انقلاب ذهنی هست. چون خلاف معمول عادات عمل می‌کنیم.

 

من اینجا به شما می‌گویم که این مسائل کاملا عادی است. برای عبور از چاله‌هایی که ذهن برای ما ایجاد می‌کند باید خودمان را از ماجرا بیرون بکشیم و به ماجرا و احساس نگاه کنیم، بدون قضاوت و مقاومت و یا خشمی. به محض اینکه ما اینکار را انجام دهیم آنها آرام آرام عبور می‌کنند. اما هر گاه سعی کنیم که این افکار و احساساتشان را متوقف یا سرکوب کنیم ذهن برای ماندن مقاومت بیشتری می‌کند. معمولا زمانی طول می‌کشد که از این تله‌های ذهنی بیرون بیایم، هرچه دفعات مدیتیشن را بیشتر کنیم این زمان کوتاه‌تر می‌شود و لحظات بیشتری در مدیتیشن باقی می‌مانیم. ممکن است زمانی پیش بیاید که در این تله‌ها گیر کنیم و نتوانیم بیرون بیایم. موردی ندارد. موقعیت را ترک می‌کنیم و زمانی دیگر را به مدیتیشن اختصاص می‌دهیم. اینکه کی و کجا به مدیتیشن بپردازیم به خودمان و حال روحی‌مان بستگی دارد. زمان و مکان به انتخاب خودمان است، هر زمانی که احساس کردیم به مدیتیشن نیاز داریم می‌توانیم در وضعیت مدیتیشن استقرار پیدا کنیم. اما بهتر است که زمان و مکان خاصی برای این کار اختصاص دهیم. صبح‌ها قبل از طلوع آفتاب و عصر ها بعد از غروب آفتاب بهترین زمان است. زمین در این دو زمان حداکثر انرژی خود را دارد و ما می‌توانیم از این انرژی بهرمند شویم. مکانی آرام و راحت برای نشست انتخاب کنید. (اگر برایتان مقدور است می‌توانید یک شمع یا عود روشن کنید و لباس سفید بپوشید. البته که این کار ضروری نیست.)

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 1 =