همفاز بودن با زمان | راهکاری برای آرامش و عملی کردن برنامه‌ها

یک حکایت: روزی از یک استاد مدیتیشن پرسیدند، چطور می‌توانید به انجام این همه کار برسید؟

او پاسخ داد: وقتی از جایم بلند می‌شوم، از جایم بلند می‌شوم! وقتی که غذا می‌خورم ، فقط غذا می‌خورم. مردم کلام او را قطع کردند و گفتند: خوب ما هم همین کارها را انجام می‌دهیم، شما چه کار اضافه ای انجام می‌دهید که موفق می‌شوید.

استاد دوباره همان جواب را داد!

مردم مجدداً به او گفتند: این کارها را ما هم انجام می‌دهیم. استاد ادامه داد:
نه این طور نیست!
شما وقتی که نشسته‌اید، ذهنتان از قبل ایستاده است، وقتی که بلند می‌شوید، ذهنتان از قبل دویده است، وقتی که می‌دوید از قبل به مقصد رسیده‌اید.

***

این حکایت را از یکی از کتاب‌های اشو خواندم. چند بار خواندم. فکر کردم ببینم من کجای این قصه قرار گفته‌ام. موقع انجام دادن کارهایی که دوست دارم در همان لحظه و همان مکان هستم. اما در مورد کارهای کوچک زندگی نه. در حین انجام آنها معمولا دارم به کارهای مهم روز فکر می‌کنم. در حین انجام کارهایی که دوست ندارم هم با حالی از اضطرار در فکر کارهای دوست داشتنی‌ام هستم. نه. من آدمی که در گذشته سیر می‌کند نیستم. ذهنم کمی جلوتر از لحظه حال است. فقط کمی جلوتر.

اشو توصیه کرده بود که موقع انجام هر کاری روی همان کار تمرکز کنیم. اینطور حین انجام کار هم آرامش داریم و هم کار را کامل و در کوتاه‌ترین زمان انجام می‌دهیم.

این یعنی که به کارهای بسیاری در روز می‌توانیم رسیدگی کنیم. همفاز با زمان بودن. ذهنمان را همان جایی که داریم کاری انجام می‌دهیم نگه داریم. حتما که کار سختی است. چون اگر راحت بود خیلی‌ها می‌توانستند انجامش دهند.

برای خودم تمرینی گذاشته‌ام. زمانی که در حال انجام کاری هستم اگر ذهنم به کاری دیگر و یا زمانی دیگر پرش کرد یک لحظه ایست کنم. با خودم بگویم حالا زمان انجام این کار است. زمان انجام آن کار هم می‌رسد. بعد به کارم ادامه دهم. در واقع با ذهنم صحبت کنم. امروز که این راهکار برای من جواب داد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *