چالش شکرگزاری این روزها

رویای عزیزم ما را در آستانه فرارسیدن سال نوی شمسی به یک چالش دعوت کرد. چالش شکرگزاری. او معتقد است با این کار انرژی ما صرف چیزهایی می‌شود که داریم. بی‌شک توجه به هر چیزی آنرا بیشتر می‌کند. قرار شده هر چیزی که داریم را لیست کنیم. من شروع کردم به لیست کردن داشته‌هایم. از تک‌تک اعضای بدنم شروع کردم. از سرم که همیشه از گرد بودنش خوشم می‌آمده. از موهای سرم که یکی از زیبایی‌های من شمرده می‌شود. از چشم‌های گرد و درشتم که با صورت گرد و این سر همخوانی عجیبی دارد. گردن، تنه و پاهایم را تک‌به‌تک نام بردم. از انگشتان و مچ دست چپم نام بردم که با وجود دردی کهنه که در تنشان دارند این روزها بیشتر از همیشه پابه‌پای می‌آیند. هر کدام از اعضایم از اجزاء کوچکتری تشکیل شده و سعی کردم همه را نام ببرم و عضوی را از قلم نیندازم. بعد رسیدم به وسایل شخصی‌ام. از لباس تنم و کفش‌هایم گرفته تا اتاق و خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنم.

از دوست‌داشتنی‌هایم هم می‌نویسم. از نوشته‌هایم که دوستشان دارم و کتاب‌های کتابخانه‌ام تا آدم‌هایی که سالهاست دوست دارم و آنهایی که به تازگی وارد زندگی‌ام شده‌اند. آدم‌هایی که در هر فرصتی که پیش می‌آید می‌بوسمشان و یا در آغوششان می‌گیرم. از باورهایی که دارم و میوه‌های آنها که در سالهای سخت سرپایم نگه داشته‌اند. از آرزوهای با رنگی متفاوت از سالهای پیش هم خواهم نوشت. از حواس پنجگانه‌ام که چند ماهی می‌شود هوشیارتر مرا در مسیر لذت بردن از زندگی همراهی می‌کنند. از عشقی که درون سینه‌ام دارم و مدام وقتی می‌خواهم آرزویی کنم این عشق را روانه مردمان کره زمین می‌کنم بدون هیچ تعصبی.

این لیست طی سه روز آینده مدام بروزسانی خواهد شد و مطمئنا لیست بلند بالایی می‌شود.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *