خانه

مرداد ۲۹, ۱۳۹۸

ترس

چند روز پیش موقعی که  داشت دنبال  عکسی می گشت یک عکس توجهش را جلب کرد. عکسی که به او گفت یک روز بنشیند و در […]
مرداد ۲۹, ۱۳۹۸

زبان هستی

وقتی گفت که صبح‌های زود با گنجشک‌ها و درخت انجیر همسایه حرف می‌زند و می‌گوید درخت زیبا هر روز برایم پنج تا انجیر بنداز، گنجیشگ‌های خوش […]
مرداد ۳۱, ۱۳۹۸

رژه کلمات

_چه چیزی او را سر ذوق می آورد که بنویسد. چه چیزی می تواند حس نوشتن را در او بیدار کند طوری که کلمات برای آمدن […]
شهریور ۲, ۱۳۹۸

جاده رویاها

نشسته بود و رویا می بافت. حس خوب و نه خوب هر دو در مسیرمدام جایشان را با هم عوض می کردند، گاهی وقت ها هر […]