خانه

مهر ۱۶, ۱۳۹۸

نامه‌هایی برای کوچک‌ترین روشنی

‌نامه اول طاها جان قد کشیدای و بزرگ شده ای، دندان­های موشی ات را کشیده اند تا دندان های دائمی­ ات سربیرون بیاورند، امسال به مدرسه […]
مهر ۲۲, ۱۳۹۸

رفتنی‌ها حق اعتراض ندارند

نسیم دست بر گردن دخترک چشم سیاه انداخته این روزها یار غار شده‌اند در گوشش نجوا می‌کند و بعد با صدای بلند می‌خندد صدایش گوش لحظه […]
مهر ۲۶, ۱۳۹۸

کلمات صحنه‌ای برای خلق یک سمفونی‌

نشسته پای نوشتن دکمه‌های کیبورد را یک‌به‌یک و یا همزمان می‌فشارد. موسیقی‌ را با فشردن دکمه‌ای در هوایِ جانش می‌ریزد. می‌داند موسیقی و کلمه‌ها همنشینانی اهل […]
مهر ۲۷, ۱۳۹۸

جرعُه‌جرعُه سرکشیدن لذت‌ها

نفس بکشید ببینم چطور نفس می‌کشید! کلام استاد بود که در گوشش پیچیده بود. موقع تنفس سریع ریه‌هایش را ازهوا خالی کرد و دوباره با سرعتی […]