چهل تیکه‌ شعر

دی ۵, ۱۳۹۸

طرحی از سکوت

این بار شعر عاشقانه‌ام طرحی از سکوت دارد می‌بافد من و تو را یکی من یکی تو را یکی حرف زدن من یکی سکوت تو یکی […]
دی ۷, ۱۳۹۸

فریادِ سکوت

باران و خاطره‌اش تداعی کننده رایچه و صدایی است رایحه‌ای روح‌نواز و نوایی نوازشگر. برف؛ رایحه ندارد اما صدا.. برف سکوت را فریاد می‌زند، آن هم […]
دی ۱۰, ۱۳۹۸

سکوت تو که برف شود..

 من از سکوتت و نگاهت همه چیز می‌سازم از شِعر گرفته تا شَهر از شور گرفته تا شهد از می گرفته تا ماه از اَسب گرفته […]
دی ۱۲, ۱۳۹۸

کلاه شُکوه

رد‌پای تو کلاه می‌کند شکوه کوههای زاگرس را و بر سر کلماتم می‌گذارد من اما نمی‌خواهم نه شُکوه نه کلاه و نه ردپایت را من تو […]