نوشته های جدید

آذر ۸, ۱۳۹۸

قرص خوابِ شب‌های بی‌خوابی

هفته پیش چند شبی بی‌خواب شدم. وقتی بیخواب می‌شوم تا خود صبح بیدارم. نمیتوانم نه کتاب بخوانم نه بنویسم و نه فیلم ببینم. فقط توی رختخواب […]
آذر ۷, ۱۳۹۸

خلق عادت‌های جدید برای خلق حال خوش

ایده این نوشته با یک توییت در ذهنم ایجاد شد. توییت این بود: قرص آرامبخش این روزهای من دو وعده در روز است. شب قبل خواب […]
آذر ۶, ۱۳۹۸

مدیتیشن | موانع ذهنی

این اولین متنی هست که در مورد یوگا و متعلقاتش منتشر می‌کنم. مطالبی که منتشر می‌کنم بیشتر براساس تجربیاتی است که در این سالها داشته‌ام. وقتی […]
آذر ۵, ۱۳۹۸

در مسیر رشد

این روزها بیخ گوشم نجوا می‌کند. آنقدر آرام که برای شنیدن صدایش باید در سکوت بنشینم تا متوجه منظورم بشوم.. _وقت پروانه شدن است به هم […]
آذر ۴, ۱۳۹۸

مهمان ناخوانده‌ای نشسته بر روزگار شهر

_خواستم از احوالات این روزهای سرزمینم بگویم. احساس کردم تارهای صوتی‌ام بهم گره خورده‌اند و صدایی از آنها در نمی‌آید. انگشتانم سرد شدند به طوری که […]
آذر ۳, ۱۳۹۸

خیاطِ عطرِ لحظات

به ساعت نگاهی انداختم. خیلی وقت است که ساعت‌هایم عقربه ثانیه گرد ندارد. به دیوارهای اتاقم هیچ ساعتی آویزان نیست. و اگر بنا باشد بخرم حتما […]
آبان ۲, ۱۳۹۸

خیال در جان آرزو می‌دمد

دلش می‌خواهد سفر کند. با خیال. خیال را صدا می‌زند. می‌بیند که نشسته روی قفسه کتابخانه‌هایش _ نیازی نیست صدایم کنی، من همیشه همراهت هستم. _خوب […]
آبان ۱, ۱۳۹۸

ای‌کاش‌ها و اگرها

دو عبارتی که متوجه شده‌ام زیاد از آنها استفاده نمی‌کنم. نمی‌دانم خوب است یا بد. این هم خصلتی است که به آن مبتلا شده‌ام. همه ما […]
مهر ۳۰, ۱۳۹۸

اولین مهره دومینوی هستی می‌شوم

_چه کاری برای این روزها می‌شود انجام داد؟ چه اقدامی که غبار غم و اندوه و ناامیدی را از جانمان، جسم‌مان، زندگی‌مان، سرزمین‌مان و حتی کره […]
مهر ۲۹, ۱۳۹۸

شالی از جنس دیدار

_خیال می‌تواند مسافت‌های دور را طی کند. خیال می‌تواند رویا ببافد و آن را شالگردنی کند برایش که در روزهای سخت و جانفرسا سرما او را […]