نوشته های جدید

دی ۲۵, ۱۳۹۸

صلح و جنگ

یک متن از عرفان نظراهاری که خیلی نوشته‌هایش را دوست دارم خواندم. از جنگ گفته بود. از اینکه چقدر از جنگ می‌ترسد. از بی‌سوادی جنگ گفته […]
دی ۲۴, ۱۳۹۸

مدیتیشن | رها‌سازی پیش‌نیاز است

نشسته بود روبه‌رویم و در فکر فرو رفته بود. پرسیدم: به چه چیزی فکر می‌کنی؟ گفت: مدتی هست که می‌خواهم مدیتیشن کنم ولی نمی‌شود که نمی‌شود. […]
دی ۲۳, ۱۳۹۸

جشنی در شیشه‌ایی شفاف ..

وقتی از من عبور می‌کنی _می‌دانی که شیشه‌ای بی‌رنگ هستم برای عبورت. حضورت باران می‌شود و بر لحظاتم می‌بارد لبخند می‌شود و صورتم را آذین می‌بندد […]
دی ۲۲, ۱۳۹۸

زیبایی تا‌به‌تا‌ها

جلوی آینه می‌ایستد. یک گوشواره آویزدار و یک گوشواره نگین‌دار گوش می‌کند. لنگه‌به‌لنگه.تابه‌تا. شبیه چشم‌هایش. حواسش می‌رود سمت تمام تابه‌تایی که در طول روز می‌بیند و […]
دی ۲۱, ۱۳۹۸

سکوتت که کفش شود..

چشم‌هایت صحرایی است تا بیکرانگی و سکوتت که کفش‌هایم می‌شود برای گذار از آن ای کاش پایانی بر این صحرا نباشد و پاره نشود این کفش‌هایم […]
دی ۲۰, ۱۳۹۸

تصویر شعرم را کامل کن..

در شعرهایم تصاویری می‌کشم رازقی قناری سرو لباس چین‌چین انار دانه‌دانه باده و صلح را. تو می‌آیی و عطر رازقی می‌شوی صدای قناری‌ام قامت سروی که […]
دی ۱۹, ۱۳۹۸

مدیتشن | توصیه‌هایی برای مبتدیان

_چند دقیقه در روز را لازم است به مدیتیشن اختصاص دهم؟ _به نظر می‌رسد توقع زیادی است که اگر به شما گفته شود سی دقیقه حداقل […]
دی ۱۸, ۱۳۹۸

نامه‌ای به کرایون

درود به کرایون عزیز! از الگوی جدیدی حرف می‌زنی که خیلی از آدم‌ها را شُکه کرده است. ممکن است تعدادی مسخره‌ات کنند. ولی من شکه نشدم […]
دی ۱۷, ۱۳۹۸

تنها قانون هستی

گفته بودم: یکی من یکی تو و سکوت و کلام عاشقانه را هجی کردم زمان رج زد و کلمه‌ها را شعر کرد. اما این روزها زمان […]
دی ۱۶, ۱۳۹۸

صلح زیر خاکستر

_هیچ کلامی بر زبانم جاری نمی‌شود. دستم، دست و دلش به تایپ کردن نمی‌رود. صدایی از تارهایی صوتی‌ام درنمی‌آید که لااقل داستان بخوانم. با صدای بلند. […]