نوشته های جدید

دی ۵, ۱۳۹۸

طرحی از سکوت

این بار شعر عاشقانه‌ام طرحی از سکوت دارد می‌بافد من و تو را یکی من یکی تو را یکی حرف زدن من یکی سکوت تو یکی […]
دی ۴, ۱۳۹۸

تکرار تاریخ

دارم یاد می گیرم. صبور باشم ولی منتظر نه! که زندگی کنم. در حال، خوش و رها. بخواهم ولی نچسبم. رها کنم. به روند زندگی اعتماد […]
دی ۳, ۱۳۹۸

جدال عقربه کوچک و عقربه ثانیه‌شمار

_صدات رو اعصابه. روی اعصاب همه. خودت می‌دونستی؟ بخصوص وقتی حال آدم‌ها خوب نیست. جدی چرا؟ _ من؟ فکر نمی‌کنم. آدمای زیادی هستند که صدای منو […]
دی ۲, ۱۳۹۸

سمفونی در میان خاطرات

امروز یاد خاطره‌ای برایم زنده شد. چند سال پیش چنین روزهایی در خانه ما و مسیر آشپزخانه تا اتاق من زیباترین سمفونی قرن نواخته میشد. حال […]
دی ۱, ۱۳۹۸

مصدرهای عاشقی

او چند وقتی هست که عاشق شده! عاشق تمام مصدرهایی که ” بودن” را به او یادآوری می‌کنند. عاشق نشستن نفس کشیدن راه رفتن آواز خواندن […]
آذر ۳۰, ۱۳۹۸

توقیف لحظه

در خلوت کتاب پیشگوی آسمانی می‌خونم، عصر یاس مری فکر و حواسم رو که با موضوع کتاب و اتفاق دیشب سخت مشغوله قلقلک میده. مری آهنگ […]
آذر ۲۹, ۱۳۹۸

کپسول کلمات

ای کسانی که با کلمه ها سرو کار دارید، بدانید و آگاه باشید که شما مسئولید مسئولِ حبس کردن نور و عشق در کلمه‌ها … قشنگ‌ترین […]
آذر ۲۸, ۱۳۹۸

خانه باورها

 از نظر او باورهای هر فرد خانه‌ی او هستند. خانه‌ای که هر کس برای خودش می‌سازد. نقشه خانه‌مان توسط والدینمان و اجتماع طراحی می‌شود. آرام‌آرام و […]
آذر ۲۷, ۱۳۹۸

وزن و حجم خاطرات

_صدای سکوت در اتاق پیچیده است. برای من موقع نوشتن صدای دکمه‌های کیبورد و فن لپ‌تاپ صدای سکوت است. _حال و هوایت را  برایم توصیف می‌کنی؟ […]
آذر ۲۶, ۱۳۹۸

نگران حال و هوای زمینِ مادر

وارد اتاق که شدم کوهی از کاغذ گوشه اتاق توجهم را جلب کرد. تعدادی مچاله شده، تعدادی هم فقط چند خط رنگارنگ وسطش کشیده شده بود. […]